تبليغاتX
ناگفته‌های دل

 سخنان امشب احمدي نژاد با مردم نويدبخش فضاي تازه اي در كشور و تغييرات خوبي در جهت رفع كاستي دوره قبل بود.
هيچگاه هيچ تريبون و رسانه اي را در حمايت از احمدي نژاد و تبيين مواضع او بهتر از زبان و بيان او نيافتم.
ظاهرا او هم به نيكي دريافته است كه براي شفاف كردن اذهان عمومي و مقابله با دروغ پراكني هاي ساير رسانه ها تنها خود اوست كه مي تواند به بهترين وجه و شيوه ي ممكن از خود دفاع كرده و به مردم تدبير و بصيرت در بينش و قضاوت دهد.
اگرچه رسانه ها در تخريب او به خوبي كار خود را انجام مي دهند و خيلي خوب توانسته اند به انقياد اذهان بپردازند اما سخنان احمدي نژاد مانند آبي است بر آتشي كه توسط اين قماش رسانه ها روشن مي شود.
بهترين رسانه براي احمدي نژاد خود اوست كه حتي مرز قدرتمندترين رسانه هاي جهان را هم در مي نوردد. اين از قابليت هاي احمدي نژاد است كه از طريق تعامل مستقيم و چهره به چهره با مردم عملكرد خود را در مظان قضاوت عمومي قرار مي دهد تا اذهان را در برابر غوغاسالاري ها و شانتاژها و اتهامات ناروا مصون دارد.
مهمترين قسمت گفتگوي احمدي نژاد در خصوص استفاده او از وزراي زن در كابينه ي دولت بود. اگرچه رسانه ملي دقيقا هنگام پاسخ احمدي نژاد به سوالي كه انگيزه او را از معرفي وزراي زن مي پرسد دچار مشكل مي شود (پارازيت) و قسمت عمده اي از آنچه گفت مكتوم ماند اما پس از اتمام مشكل، در پايان توضيحاتش در پاسخ به اين سوال بيان نمود كه اصل فلسفه حجاب اين است كه زن در اجتماع حضور فعال داشته باشد وگرنه حجاب زن در خانه و براي شوهرش معنا ندارد. او همچنين در مورد وجود ۵۰زن در ميان ۳۱۳تن از ياران امام زمان تصريح كرد كه اين زنان از ميان فعالان در عرصه مديريت جهان هستند نه زناني كه فقط در خانه مي نشينند و دعا مي خوانند.
در اينجا ياد نظر يكي از دوستاني افتادم كه در رابطه با حضور زن در اجتماع استدلال ناپسندي -از نظر من- كرده بود. اسم ايشان را نمي آورم چون مي دانم اين مطلب را خواهد خواند و اگر چنانچه نظري داشته باشد حتما مي نويسد. ايشان با استناد به جمله ي معروف "الامراة ريحانة" زن را مانند گلي دانست كه درجهت حفظ سلامتي و در امان ماندن از آسيب ها بايد در گلدان كه همان خانه باشد بماند
بنده همان موقع استدلال خودم را به ايشان انتقال دادم و البته مي دانستم به جهت اينكه تصور مي كند موضع اش برخاسته از دين و آموزه هاي اسلام است نظر بنده را شايد حتي غيرديني بداند چه برسد به اينكه بخواهد به عنوان يك ديدگاه متفاوت بپذيرد. هرچند من خودم را نهايتا موظف به بيان ديدگاه خودم و نقد ديدگاه ايشان مي دانستم چون قرار نيست انديشه اي بر انديشه ي ديگر غالب شود
اما اينكه عده اي با ادعاي پايبندي به دين مواضع غير ديني اتخاذ كنند اين باعث تضعيف جايگاه و ضربه به بدنه ي دين مي شود و اصلا خوشايند نيست.
ما اسلام را براي اين دين جامع و كامل و ناجي بشر مي دانيم چون دين عسر و حرج نيست.چون دين تبعيض و محدوديت هاي بيجا نيست. چون دين تحجر و تعصب نيست. بنابراين اينكه ما از دين براي بيان انديشه ها و برداشت هاي شخصي خودمان مايه بگذاريم براي ما ايجاد مسئوليت مي كند.
بگذريم. بحث بر سر عملكرد دكتر احمدي نژاد بود. دولت اقاي احمدي نژاد هم همانطور كه بنده خودم قبلا نقدهاي اساسي به آن وارده كرده بودم بي عيب و اشكال نبود اما اينكه عده اي تصور مي كنند چون عملكرد ايشان در فلان زمينه دچار فلان اشكال بود پس صلاحيت رياست جمهوري ندارد اين به هيچ وجه قابل قبول نيست. معتقدم با روي كار امدن احمدي نژاد تازه ان مطالباتي را كه مردم از انقلابشان داشتند روي غلتك پيگيري و تحقق افتاد اگر چه انتخاب مجدد احمدي نژاد باعث ايجاد التهاباتي در جامعه شد اما انقلاب براي ادامه ي پرقدرت حركت خود نياز به ريزش هايي داشت كه در زمان او بايد صورت مي گرفت و به نظر مي رسد اين ريزش ها هنوز هم ادامه داشته باشد.
احمدي نژاد در اولين قدم از دور جديد فعاليت خود -كه همان تعيين اعضاي كابينه باشد- نشان داد كه در تصميم گيري هايش به سطح مطالبات و تغيير شرايط جامعه توجه اساسي دارد.
من همانطور كه قبلا گفته بودم تمام چهار كانديداها را داراي نقاط قوتي مي دانستم كه به دليل اينكه دولت نهم در انجاها نقاط ضعف داشت انتخاب برايم دشوار شده بود
به خصوص كه اولويت هايي مثل حقوق زنان و جو دانشگاه ها براي من از اولويت اساسي برخوردار بود به هر حال در انتخاب نهايي توجه به پس زمينه افراد حرف اول را مي زند كه احمدي نژاد را داراي پس زمينه ي بهتري يافتم. هرچند در ابتدا من از منتقدين سرسخت دكتر احمدي نژاد بودم و گاهي حتي چهره اش كه بر صفحه تلويزيون نقش مي بست برايم مضحك بود، اما الان بايد اعتراف كنم وقتي مطلع مي شوم كه نطق تلويزيوني دارد با اشتياق فراوان خودم را براي شنيدن حرف هايش آماده مي كنم و يا وقتي چهره اش بر روي صفحه تلويزيون نقش مي بندد چنان بشاش مي شوم و سر ذوق مي آيم كه زير لب بر او درود مي فرستم و براي موفقيتش در خدمت رساني هر چه بيشتر و بهتر به ملت و مملكت دعا مي كنم
به هر حال شايد هركس ديگري هم  جاي من بود كه دوره اي تحت تاثير فضاسازي هاي نادرست دچار ذهنيت يكسره منفي شده بود و از دريچه همين ذهينت قضاوت مي كرد اكنون با كسب بينش عميق در پي جبران قضاوت هاي ناصحيح و دفاع از عملكردهاي صحيح وي بر مي آمد.
هرچند كه مرا با سياست كاري نبود. اين احمدي نژاد بود كه پاي مرا به سياست باز كرد و آخر سر هم با محبوبيت عجيبي كه از خود در دلم  كاشت مرا بدجوري گرفتار اين عالم كرد. باكي ندارم نسبت به ايشان به راحتي صحبت كنم. من خودم را فرزند ايشان مي دانم همانطور كه او من و جوانان امثال مرا فرزند خودش مي داند. و البته اين به معناي اين نيست كه من چشمم را به روي ضعف و كاستي ها ببندم و حمايت بي چون و چرا كنم. اتفاقا اين احساس صميميت مرا در نقد ايشان بي پرواتر مي كند. 
به هر حال بايد اعتراف كنم من براي احمدي نژاد از بهترين سرمايه هاي معنوي ام مایه گذاشتم و فكر ميكنم اين اوج ارادت خالصانه به يك نفر باشد. ضمن اينكه هيچگاه در حمايت از احمدي نژاد دوست نداشتم خودم را همراه با كسي يا گروه خاصي كنم.

اميدوارم بتوانم در طول اين يكماهه ي رمضان تمام حساسيت ها و علايق و انگيزه هايم را نسبت به سياست از بين ببرم تا با فراغت خاطر بتوانم به ساير مسائل زندگي ام كه بسيار برايم حساس و تعيين كننده تر است بپردازم.
رمضان بهترين فرصت براي اجابت دعاست شايد آنچه هميشه از خدا مي خواستم را احمدي نژاد در دو جمله  گويا بيان كرد. "اينكه از خدا حاكميت خوبي ها بر جهان و رفع موانع تكامل بشريت را بخواهيم."

جا دارد از مسئولان دانشگاه هم يك تشكر ويژه بابت مرام دانشجومداري شان داشته باشم كه به خصوص در ايام انتخابات با برگزاري پي در پي امتحانات خيلي خوب ثابت كردند كه در حساس ترين شرايط هم به انجام وظيفه شان در قبال دانشجويان پايبندند. نمي دانم اين احساس وظيفه از كدام منبع  انسانيت سرچشمه مي گيرد كه اينقدر مرا نسبت به ادميزاد متنفر مي كند.
اين روزها چيزهايي هم ديدم كه مي خواستم تحت عنوان "زير پوست شهر" بنويسم كه بي خيالش شدم.
دوست دارم آخرش را با چند كلام از مهاتما گاندي كه چندي است پاي صحبت هايش نشسته ام و گوهر وجودي اش را كشف كردم تمام كنم:
*آدم ثروتمند پولداري كه ثروتش را از راه استثمار يا وسايل مسئله دار ديگري بدست مي آورد، هيچ بي گناه تر از آن دزدي نيست كه كيفي را مي زند و يا به زور به خانه اي وارد مي شود. تنها فرقش با آن آفتابه دزد در اين است كه وي در پشت اعتبار و حسن شهرتش پنهان مي شود و از مجازات قانون مي گريزد.
*هنگامي كه افراد منتخب براي نمايندگي مردم به شدت و عميقا به دستورات و خواسته هاي متنفذين و گروه هاي فشاري گوش مي دهند كه درآمدها و حقوق كلان دارند، دموكراسي به مضحكه تبديل مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 2:36  توسط ساحل امید  |